ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

116

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

منطقه‌ى باغ‌ها و از قله‌ى باشكوه آرارات به زيباترين وجه از پشت اين پنجره‌ها ديده مىشد . من اسم سردارى را كه به اين فكر افتاد كه چنين عمارت ييلاقىيى براى خود بسازد و در آن با زمزمه‌ى آب و نغمه‌ى سوگلى حرمخانه‌اش به خواب رود و با تماشاى زيباترين منظره‌هاى تمام عالم زنگ غم را از دل بشويد و در اين گوشه‌ى دنج و آرام كيف « 1 » و حال بكند ، درست نمىدانم « 2 » ، ولى او هركه بود آدم عاقل و صاحبدلى بوده است . مطمئنم كه بدون كوچك‌ترين ترديد شاعر محبوب و مورد علاقه وى حافظ بوده است . او بىآنكه از پل صراط « 3 » بگذرد و از آب كوثر « 4 » سيراب شود ، به بهشت موعود و به تمامى لذت‌هايى كه منحصرا به برگزيدگان خدا وعده داده شده است ، پيشاپيش و در زمان حيات خود دست يافته بود . باغ نسبتا فراموش شده‌ى سردارها در آن سوى رود زانگا درست نزديك به پل واقع شده است . در وسط باغ يك كلاه فرنگى هشت ضلعى ساخته‌اند كه روى ديواره‌ى داخل آن صحنه‌هايى از جنگ و مناظرى از طبيعت نقاشى شده و قلم‌مويى كه اين صحنه‌ها را آفريده بايد اذعان كرد كه قلم نقاش نكته‌بينى بوده ، ولى اين نقاش از علم مناظر و مرايا كوچك‌ترين اطلاعى نداشته است . تصوير زن‌هاى ايرانى را در چهار قاب به ديوار زده‌اند . در يكى از تابلوها ، رستم ، داستان هفت خان را براى شاه شرح مىدهد . از اين پهلوان سه يا چهار تصوير در حالت‌هاى مختلف موجود است . پنجره‌هاى بزرگ و شيشه‌هاى الوان عمارت كلاه‌فرنگى يكى از بهترين نمونه‌هاى اين نوع هنر تزيينى است . قسمت فوقانى بنا راهرويى دارد با دو رديف پنجره در دو ديواره مقابل هم به‌طورى كه از آن بالا در آن واحد هم منظره بيرون و هم زيبارويان داخل كاخ ديده مىشوند . كوشك‌هايى را كه از روى نقشه‌ى فوق مىسازند ، به علت شباهتشان به كلاه ما اروپاييان در فارسى كلاه فرنگى مىگويند .

--> ( 1 ) . در اصل به صورت Kieff آمده است . ( 2 ) . ظاهرا بانى اين بنا حسين خان قاجار قزوينى معروف به سردار ايراوانى فرزند محمد خان قاجار بيگلربيگى ايروان و برادرش حسنخان سردار معروف به سارى اصلان بايد باشد . حسين خان سردار به اتفاق برادرش تا سال 1243 سمت مرزدارى ايران را در آن قسمت به عهده داشتند ولى در آن سال كه ايروان به دست روس‌ها افتاد ، حسين خان از آن شهر خارج شد ولى برادرش سارى اصلان دلاورانه با دشمن جنگيد تا آنكه به دست سربازان پاسكويچ اسير شد . م . ( 3 ) . در اصل Serrah . ( 4 ) . در اصل Kaouitser .